تبليغاتX
کاوش
مطالب ریاضی

عزیز جفاکار به بطلمیوس سوگند که نیروی عشقت کسر عمرم را معکوس نموده و به خرمن هستی ام اّتش زده است. انگار عمر من تابع وفای توست. قامت رعنایم از هجر تو منحنی شده و تیر عشقت همچون برداری که موازی اّرزوهایم تغییر مکان داده باشد، قلبم را ناقص ساخته است.

شب های فراق که با حرکتی تناوب مانند مکعبی این رواّن رو می شود، چنان نحیفم ساخته که هرگاه به مزدوج خویش دراّیینه می نگرم خیال می کنم از زیر رادیکال بیرونم اّورده اند .

دردایره عشقت اسیرم و مرکزی نمی یابم که اّنی فارغ از خیال تو معادله n مجهولی زندگی ام را حل کنم…


روش فیثاغورث را به خواب دیدم که از وجود سرگشته ام مشتق میگرفت، خدا خدا کردم که ریشه ای نیابد تا همیشه سیری صعودی به سوی تو پیدا کنم. اما ناگهان خیال کردم که تابع نیستم و چون این سخن با وی در میان نهادم فرجه لب هایش به مسطحه 90 درجه ازهم به خنده ای جنون اّمیز گشوده گشت و گفت : «ای حیران وادی سینوس عشق مگر ندانی که پرانتز وجودت بستگی مستقیم به تغییرات دل معشوق دارد!؟»…
لذ ا از بی خبری خویش معذرت خواسته از محضرش بخشایش طلبیدم .

هر شب چون پلکهایم به هم مماس می شود و حدی به بی نهایت می یابم تو را می بینم با زیبایی و سینوس به قوه n به سویم میل داری و زمانی که شکل به علاوه پیدا می کنم درمی یابم که منحنی های اّرزوی من و وصال تو نقطه ی برخوردی ندارند ولی شاید براساس هندسه ی اقلیدسی مانند دو خط موازی باشند که در بی نهایت به هم می رسند .
اَنگاه که بر محور تانژانت ناامیدی سرگردان هستم عشقت برایم مبدأ امید‏‏‏ است و زمانیکه از کسینوس های بی وفاییت فاکتور می گیرم از کروشه رخسارت چشمکی دلفریب به وفای مجهول و ممتنع نویدم می دهی .
اوه ! دلدار بی وفا زمانی که اپسیلن های وعده های تو را در بی نهایت های امیدهای خود ضرب می کنم و از بی وفایی و جفاهای تو به تعداد نامحدود انتگرال می گیرم بازهم خوشحا ل هستم چون حدی دارد و جهت باقیمانده هنوز مثبت است .
زمانی که در می یابم صورت کسر وصالت صفر شده و امید من برابر هیچ خواهد شد و قطره های اشک با تصاعدی هندسی برانحنای گونه ام نزول می کند، اما امیدوارم که جدول جفایت غلط باشد. اما افسوس حتی با حساب احتمالات هم امید وصلت از محالات است. دیگر بیش از این به فرمول وجودت دست نمی برم اما امیدوارم که تالس بزرگ، دل سنگینت را نسبت به من نرم نماید و بیش از این محتاجم نسازد که در لگاریتم اندیشه بدنبال اندازه ی تقریبی وفایت بگردم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 21:50  توسط معلم ریاضی  | 


غیاث الدین ابوالفتح، عمر بن ابراهیم خیام (خیامی) در سال 439 هجری (1048 میلادی) در شهر نیشابور و در زمانی به دنیا آمد که ترکان سلجوقی بر خراسان، ناحیه ای وسیع در شرق ایران، تسلط داشتند. وی در زادگاه خویش به آموختن علم پرداخت و نزد عالمان و استادان برجسته آن شهر از جمله امام موفق نیشابوری علوم زمانه خویش را فراگرفت و چنانکه گفته اند بسیار جوان بود که در فلسفه و ریاضیات تبحر یافت. خیام در سال 461 هجری به قصد سمرقند، نیشابور را ترک کرد و در آنجا تحت حمایت ابوطاهر عبدالرحمن بن احمد , قاضی القضات سمرقند اثربرجسته خود را در جبر تألیف کرد.

خیام سپس به اصفهان رفت و مدت 18 سال در آنجا اقامت گزید و با حمایت ملک شاه سلجوقی و وزیرش نظام الملک، به همراه جمعی از دانشمندان و ریاضیدانان معروف زمانه خود، در رصد خانه ای که به دستور ملکشاه تأسیس شده بود، به انجام تحقیقات نجومی پرداخت. حاصل این تحقیقات اصلاح تقویم رایج در آن زمان و تنظیم تقویم جلالی (لقب سلطان ملکشاه سلجوقی) بود.

در تقویم جلالی، سال شمسی تقریباً برابر با 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 45 ثانیه است. سال دوازده ماه دارد 6 ماه نخست هر ماه 31 روز و 5 ماه بعد هر ماه 30 روز و ماه آخر 29 روز است هر چهارسال، یکسال را کبیسه می خوانند که ماه آخر آن 30 روز است و آن سال 366 روز است هر چهار سال، یکسال را کبیسه می خوانند که ماه آخر آن 30 روز است و آن سال 366 روز می شود در تقویم جلالی هر پنج هزار سال یک روز اختلاف زمان وجود دارد در صورتیکه در تقویم گریگوری هر ده هزار سال سه روز اشتباه دارد.

بعد از کشته شدن نظام الملک و سپس ملکشاه، در میان فرزندان ملکشاه بر سر تصاحب سلطنت اختلاف افتاد. به دلیل آشوب ها و درگیری های ناشی از این امر، مسائل علمی و فرهنگی که قبلا از اهمیت خاصی برخوردار بود به فراموشی سپرده شد. عدم توجه به امور علمی و دانشمندان و رصدخانه، خیام را بر آن داشت که اصفهان را به قصد خراسان ترک کند. وی باقی عمر خویش را در شهرهای مهم خراسان به ویژه نیشابور و مرو که پایتخت فرمانروائی سنجر (پسر سوم ملکشاه) بود، گذراند. در آن زمان مرو یکی از مراکز مهم علمی و فرهنگی دنیا به شمار می رفت و دانشمندان زیادی در آن حضور داشتند. بیشتر کارهای علمی خیام پس از مراجعت از اصفهان در این شهر جامه عمل به خود گرفت.

دستاوردهای علمی خیام برای جامعه بشری متعدد و بسیار درخور توجه بوده است. وی برای نخستین بار در تاریخ ریاضی به نحو تحسین برانگیزی معادله های درجه اول تا سوم را دسته بندی کرد، و سپس با استفاده از ترسیمات هندسی مبتنی بر مقاطع مخروطی توانست برای تمامی آنها راه حلی کلی ارائه کند. وی برای معادله های درجه دوم هم از راه حلی هندسی و هم از راه حل عددی استفاده کرد، اما برای معادلات درجه سوم تنها ترسیمات هندسی را به کار برد؛ و بدین ترتیب توانست برای اغلب آنها راه حلی بیابد و در مواردی امکان وجود دو جواب را بررسی کند. اشکال کار در این بود که به دلیل تعریف نشدن اعداد منفی در آن زمان، خیام به جوابهای منفی معادله توجه نمی کرد و به سادگی از کنار امکان وجود سه جواب برای معادله درجه سوم رد می شد. با این همه تقریبا چهار قرن قبل از دکارت توانست به یکی از مهمترین دستاوردهای بشری در تاریخ جبر بلکه علوم دست یابد و راه حلی را که دکارت بعدها (به صورت کاملتر) بیان کرد، پیش نهد.

خیام همچنین توانست با موفقیت تعریف عدد را به عنوان کمیتی پیوسته به دست دهد و در واقع برای نخستین بار عدد مثبت حقیقی را تعریف کند و سرانجام به این حکم برسد که هیچ کمیتی، مرکب از جزء های تقسیم ناپذیر نیست و از نظر ریاضی، می توان هر مقداری را به بی نهایت بخش تقسیم کرد. همچنین خیام ضمن جستجوی راهی برای اثبات "اصل توازی" (اصل پنجم مقاله اول اصول اقلیدس) در کتاب شرح ما اشکل من مصادرات کتاب اقلیدس (شرح اصول مشکل آفرین کتاب اقلیدس)، مبتکر مفهوم عمیقی در هندسه شد. در تلاش برای اثبات این اصل، خیام گزاره هایی را بیان کرد که کاملا مطابق گزاره هایی بود که چند قرن بعد توسط والیس و ساکری ریاضیدانان اروپایی بیان شد و راه را برای ظهور هندسه های نااقلیدسی در قرن نوزدهم هموار کرد. بسیاری را عقیده بر این است که مثلث حسابی پاسکال را باید مثلث حسابی خیام نامید و برخی پا را از این هم فراتر گذاشتند و معتقدند، دو جمله ای نیوتن را باید دو جمله ای خیام نامید. البته گفته می شودبیشتر از این دستور نیوتن و قانون تشکیل ضریب بسط دو جمله ای را چه جمشید کاشانی و چه نصیرالدین توسی ضمن بررسی قانون های مربوط به ریشه گرفتن از عددها آورده اند.

استعداد شگرف خیام سبب شد که وی در زمینه های دیگری از دانش بشری نیز دستاوردهایی داشته باشد. از وی رساله های کوتاهی در زمینه هایی چون مکانیک، هیدرواستاتیک، هواشناسی، نظریه موسیقی و غیره نیز بر جای مانده است. اخیراً نیز تحقیقاتی در مورد فعالیت خیام در زمینه هندسه تزئینی انجام شده است که ارتباط او را با ساخت گنبد شمالی مسجد جامع اصفهان تأئید می کند.

تاریخنگاران و دانشمندان هم عصر خیام و کسانی که پس از او آمدند جملگی بر استادی وی در فلسفه اذعان داشته اند، تا آنجا که گاه وی را حکیم دوران و ابن سینای زمان شمرده اند. آثار فلسفی موجود خیام به چند رساله کوتاه اما عمیق و پربار محدود می شود. آخرین رساله فلسفی خیام مبین گرایش های عرفانی اوست.

اما گذشته از همه اینها، بیشترین شهرت خیام در طی دو قرن اخیر در جهان به دلیل رباعیات اوست که نخستین بار توسط فیتزجرالد به انگلیسی ترجمه و در دسترس جهانیان قرار گرفت و نام او را در ردیف چهار شاعر بزرگ جهان یعنی هومر، شکسپیر، دانته و گوته قرار داد. رباعیات خیام به دلیل ترجمه بسیار آزاد (و گاه اشتباه) از شعر او موجب سوء تعبیرهای بعضاً غیر قابل قبولی از شخصیت وی شده است. این رباعیات بحث و اختلاف نظر میان تحلیلگران اندیشه خیام را شدت بخشیده است. برخی برای بیان اندیشه او تنها به ظاهر رباعیات او بسنده می کنند، در حالی که برخی دیگر بر این اعتقادند که اندیشه های واقعی خیام عمیق تر از آن است که صرفا با تفسیر ظاهری شعر او قابل بیان باشد. خیام پس از عمری پربار سرانجام در سال 517 هجری (طبق گفته اغلب منابع) در موطن خویش نیشابور درگذشت و با مرگ او یکی از درخشان ترین صفحات تاریخ اندیشه در ایران بسته شد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 21:47  توسط معلم ریاضی  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 21:46  توسط معلم ریاضی  | 

 بنام يگانه بيکران

فردا روز ریاضیات است ...

آدمیان در کردار زمین مشغول بودند و رفته رفته -بی آنکه بدانند- به آدمیت نزدیک می شدند.

چهارپایان گرم غریزه شان به طبیعت سر سپردن و گیاهان نیز عزم راست ایستادن.

باد می وزید، بارور می ساخت. ابر می آمد، باران می ساخت و خلاصه تکراری در جریان بود ...

چندی بعد آتش به میان آمد؛ بشر خود را خالقش می دانست و سر مست از اینکه هر آنچه اراده کند پدید می آورد.

زبانها جاری شد، گویشها خلق و زندگی معنایی دیگر گرفت، اما ...

اما آن طفل نازپرورد هستی هنوز چیزی کم داشت، هنوز فاصله ای می دید میان دو هجای خویشتن و هنوز در اینکه فرقی با دیگر موجودات دارد به خود می پیچید!

هزاران سال پیش –بلکه میلیونها- وقتی ریاضیات زاده شد شاید کسی نمی دانست نیازی در زندگی است؛

فردا روز ریاضیات است ...

می گویم ریاضیات، منطقی که هیچ ادعایی را بی برهان و هیچ گفتاری را بی استدلال بر نمی تابد.

می گویم ریاضیات، علمی که می تواند در روح تجلی یابد، باورها را عمیق و وزین سازد و انگیزه زیستن را در فرایندی دوری بازپروراند.

می گویم ریاضیات، هنر جهانشمول انسان* که بی نیاز از ترجمه است و می تواند به آسانی بر دل نشیند.

و می گویم ریاضیات، عبادتی که به سادگی اما پایدار بندگانش را به او می رساند.

صحبت از ریاضی است به عنوان یکی از تراوشات ضمیر آدمی منعکس کننده اراده فعال، سیر معنوی عقل و استدلال و علاقمندی به کمال زیبایی.*

فردا روز ریاضیات است ...

هیچ تا کنون با خود –یا در خود- اندیشیده اید که چه فاصله ای با آن دارید!؟

هیچ لذتی از ریاضیات برده اید!؟

یا آیا در محضر ریاضیدانانی که عین ریاضی اند و منطق و منش ریاضیات در درونشان گرد هم آمده، بوده اید!؟

اصلا فارغ از تعریف فوق به چه چیزی ریاضیات می گویید!؟ یا چه انتظاری از ریاضیات دارید!؟

فردا روز ریاضیات است ...

فردا 28 اردیبهشت ماه –به همت انجمن ریاضی ایران- روز ریاضیات نامگذاری شده است که مقارن با سالروز گرامیداشت حکیم عمر خیام نیز می باشد.

فرصت مغتنمی است تا به بهانه این نامگذاری شایسته و هدفمند با رهروان ریاضیات همقدم شوید و حرکتی حتی در خویش آغاز کنید و بدانید به بظاهرعلمی وارد گشته اید که تمام ناشدنی است؛ زوال نمی پذیرد، کهنگی ندارد و بر هر سنی نیز قابل درک و بسط است. و از همه مهمتر با ورود به دنیای ریاضیات وارث یکی از ماندگارترین یافته های بشری خواهید بود.

فردا روز ریاضیات است ...

آنرا را آغازی سازید بر ریاضی وار زیستن؛

یعنی حضور منطق، جسارت حل، وجود ترتیب، باور امکان، اختیار صبر و ... در زندگی.

اگر اینگونه زیستید و البته رو بسوی آن یگانه بیکران داشتید، مطمئن باشید زندگی برایتان معنایی متفاوت، گسترده، منغییر، همبند و زیباتر خواهد داشت.

خرجی هم ندارد، امکاناتی هم طلب نمی کند؛ تنها چند تایی قلم و تعداد ترجیحا نامتناهی کاغذ –یا جایی برای نوشتن- می خواهد. فقط همین!

و البته ذهنی که با ریاضیات قهر نباشد.

فردا روز ریاضیات است ...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 21:46  توسط معلم ریاضی  | 

>سال 1230:
>مرد : دختره خیر ندیده من تا نکشمت راحت نمیشم.... !!!

>زن : آقا حالا یه غلطی کرد شما ببخشید !!! نا محرم که خونمون نبود . حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده...!!!

>مرد: بلند خندیده ؟ این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا می خواد بره بقالی ماست بخره. !!! نخیر نمی شه باید بکشمش... !!!

>– بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه...

>سال 1280:
>مرد: واسه من می خوای بری درس بخونی ؟ می کشمت تا برات درس عبرت بشه. یه بار که
بمیری دیگه جرات نمی کنی از این حرفا بزنی !!! تو غلط می کنی !!! تقصیر
من بود که گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن خوندن یاد بده. حالا واسه من میخوای
درس بخونی؟؟؟

>زن: آقا ، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نکرده می گیره ها ! شکر خورد. !!! دیگه از این مارک شکر نمی خوره. قول میده...

>مرد( با نعره حمله می کنه طرف دخترش ): من باید بکشمت. تا نکشمت آروم نمی شم. خودت بیای خودتو تسلیم کنی بدون درد می کشمت... !!!

> بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه...

>سال 1330:
>مرد: چی؟ دانشسرا ؟؟ (همون
دانشگاه خودمون) حالا می خوای بری دانشسرا؟ می خوای سر منو زیر ننگ
بکنی؟ فاسد شدی برا من؟؟ شیکمتو سورفه (سفره) می کنم...

>زن: آقا، ترو خدا خودتونو کنترل کنین. خدا نکرده یه وخ (وقت) سکته می کنین آ...

>مرد: چی می گی ززززززن؟؟ من اگه اینو امشب نکوشم (نکشم) دیگه فردا نمی تونم جلوی این فسادو بیگیرم . یه دانشسرایی نشونت بدم که خودت کیف کنی...

> بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه...

>سال1380:
>مرد: کجا ؟ می خوای با تکپوش (از این مانتو خیلی آستین کوتاها که نیم مترم پارچه نبردن و
وقتی می پوشیشون مثه جلیقه نجات پستی بلندی پیدا می کنن) و شلوارک (از
این شلوار خیلی برموداها) بری بیرون؟ می کشمت. من... تو رو... می کشم...

>زن: ای آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان دیگه همه همینطورین (شما بخونید اکثرا)

>مرد: من... اینطوری نیستم. دختر لااقل یه کم اون شالتو بیار جلوتر. نه... نه... نمی خواد. بدتر شد. همون بالا ببندیش بهتره... !!!

>سال 1400:
>زن: دخترم. حالا بابات یه غلطی کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت می پره. آروم باش عزیزم. رنگ موهات یه وقت کدر می شه آ مامی.
باباتم قول می ده دیگه از این حرفا نزنه...

>بالاخره با صحبتهای زن، دخترخونه از خر شیطون پیاده می شه و بابای گناهکارشو میبخشه
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 20:11  توسط معلم ریاضی  | 

قبل از ازدواج


پسر: بالاخره موقعش شد. خیلی انتظار کشیدم.
دختر: می‌خوای از پیشت برم؟
پسر: حتی فکرشم نکن!
دختر: دوسم داری؟
پسر: البته! هر روز بیشتر از دیروز!
دختر: تا حالا بهم خیانت کردی؟
پسر: نه! برای چی می‌پرسی؟
دختر: منو می‌بوسی؟
پسر: معلومه! هر موقع که بتونم.
دختر: منو می‌زنی؟
پسر: دیوونه شدی؟ من همچین آدمی‌ام؟!
دختر: می‌تونم بهت اعتماد کنم؟!
پسر: بله.
دختر: عزیزم!
-
-
-
-

بعد از ازدواج
-
-
-
کاری نداره! از پایین به بالا بخون!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 13:15  توسط معلم ریاضی  | 

تقدیم به کسانی که با دیده عشق به دنیای ریاضی مینگرند.

اگر از غمهایت روزی صد بار مشتق بگیری

از اضطرابهایت ریشه nام بگیری

واز ترسهایت بی نهایت حد بگیری

آنگاه خواهی دید که مجموع غمهایت به صفر میل میکند

وlimامید در قلبت بی نهایت میشود

اگر نتوانستی بر مصائب چیره شوی

میتوانی به تعداد دلخواه از هوپیتال استفاده کنی

اگر از آنها حد گرفتی و حد آن مبهم شد

با استفاده از هم ارزی می توان آنرا رفهع ابهام کنی

اگر در اندیشه ات نسبت به مسئله کاملی مزاحم احساس کردی

اندیشه ات را به جز صحیح ببر

تا ناخالصی های ذهنت را ببرد

وذهنی بدون تشویش به تو تحویل دهد.

اندیشه ات را میان شادی ها قرار بده

تا بنا به قضیه ی قشارروح تو نیز به شادی مطلق برسد

اگر در جزئی از زندگی ات ناپیوستگی احساس کردی

می توان آنرا به نا پیوستگی رفع شدنی برطرف کنی

پس برای مشاهده موفقیت هایت میتوان مجموع شادیهایت را با استفاده از انتگرال محاسبه کنی

میتوان از شادی وامید زندگی دنبالهای بسازی که حد آن همگرا به زندگی روشنی باشد

واگر در این طریق به راستی ایمانت شک کردی نا درستی ان شک ها را با برهان خلف نقص کن

عوامل منفی شخصیت را به زیر قدر مطلق ببر بگذار تا به تو شخصیت مثبت دهد

از روحت انتگرال بگیر بگذار روح تو مانند مجموعه ای باشد که بالاترین کران آن خدا باشد


+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 10:24  توسط معلم ریاضی  | 

شد جهان پرشور و غوغا
صفحه ی گیتی مصفا
بیت احمد طور سینا
پانهد زهرا-س به دنیا

سالروز میلاد خجسته فاطمه زهرا (س) سرور بانوان جهان، عطای خداوند سبحان، کوثر
قرآن، همتای امیر مومنان و الگوی بی بدیل تمام جهانیان بر همه زنان عالم مبارک باد . . .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 9:31  توسط معلم ریاضی  | 

پرویز شهریاری چهره ماندگار ریاضی سال 1384 امروز براثر سکته قلبی چشم از جهان فرو بست.


به گزارش خبرنگار مهر،‌ پرویز شهریاری بامداد امروزجمعه ، 22 اردیبهشت‌ماه در بیمارستان‌ جم تهران بر اثر سکته قلبی چشم از جهان فروبست.
وی چهره‌ ماندگار ریاضی ایران و تاکنون بیش از 200 جلد کتاب در زمینه‌ ریاضیات، نگاشته و برگردان کرده ‌بود.

دکتر شهریاری استاد ریاضیات و سردبیر مجله‌های "وهومن" و "چیستا" و "ریاضی و مردم" بود که پس از 86 سال زندگی پربار علمی و فرهنگی درگذشت.

وی در سال 1345 نشان درجه یک علمی و در سال 1384 به عنوان چهره‌ ماندگار در رشته ریاضیات انتخاب و معرفی شد.

پرویز شهریاری بارها توسط دانشگاه های خارجی دعوت به کار شد ولی ترجیح داد در داخل کشور بماند و به هموطنان خود خدمت کند.

پیکر این استاد زرتشتی، امروز (22 اریبهشت) ساعت 16 در آرامگاه زرتشتیان تهران در قصر فیروزه آرام می گیرد.

به گزارش خبرنگار مهر، پرویز شهریاری، ریاضیدان و چهره‌ ماندگار ریاضی ایران، در سال 1305 خورشیدی در کرمان زاده شد، وی تا سال سوم دبیرستان را در دبیرستان ایرانشهر در شهر کرمان گذراند و وارد دانشسرای مقدماتی کرمان شد. در خرداد ۱۳۲۳ فارغ‌التحصیل شد و برای ادامه تحصیل به تهران آمد. در تهران در سال 1332 در رشته ریاضی از دانشکده علوم دانشگاه تهران و دانش‌سرای عالی (دانشگاه تربیت معلم تهران کنونی) فارغ‌التحصیل شد.

وی یک سال در شیراز معلم بود و در 1333به تهران آمد. آن روزها در دبیرستان اندیشه و دبیرستان‌های مربوط به گروه فرهنگی خوارزمی درس می‌داد و در دانشکده فنی دانشگاه تهران، در کلاس‌های روزانه و شبانه دانشگاه تربیت معلم و در اراک در مدرسه عالی علوم اراک هم مشغول تدریس بود.

از این استاد بزرگ بیش از صد عنوان کتاب درسی ریاضیات، از جمله دوره‌ کتاب‌های درسی ریاضی سه سال اول دبیرستان نظام قدیم، دوره‌ کامل ریاضیات دبیرستانی و کتاب‌های مسایل مربوط به آن و جبر سال سوم رشته‌ ریاضی فیزیک و سه جلد کتاب آنالیز ریاضی، بیش از 97 کتاب کمک درسی به صورت ترجمه و تالیف، حدود 20 کتاب در زمینه‌های مختلف تاریخ، فلسفه، کاربرد و آموزش ریاضیات و 9 جلد کتاب سرگرمی در ریاضیات به دانش‌آموزان و دانش‌پژوهان ریاضی کشور ارایه شده است.

استاد شهریاری علاوه بر این آثار، کتاب های دیگری در زمینه‌های مختلف تالیف یا ترجمه کرده‌ که در این ارتباط می‌توان به کتاب‌های «دانشمندان و هنرمندان»، «خانه‌ اهریمن»، «دانش و شبه دانش»، «دو درس کوتاه درباره‌ دیرین‌شناسی»، «قطاری که در بعد چهارم گم شد» و «نظریه‌ نسبیت در مساله‌ها و تمرین‌ها» اشاره کرد.

روحش شاد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 9:25  توسط معلم ریاضی  | 

46763b0970e7a7db4a90d2b38e3d974b-300.jpeg

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 20:12  توسط معلم ریاضی  |